تبلیغات
زبان اسوه علم

زبان اسوه علم
Learning Every Thing In The Domain Of Language 
نویسندگان






طبقه بندی: Ocassions،
[ دوشنبه 29 اسفند 1390 ] [ 12:00 ق.ظ ] [ M Amin ]
[ یکشنبه 14 اسفند 1390 ] [ 12:30 ب.ظ ] [ M Amin ]


دبیرستان که بودم یکی از بحث­های داغ بین هم کلاسی ها این بود که کدام دبیر باسواد است و کدام بی سواد (زود هم این حرف­ها به گوش دبیرها می­ رسید). امتحان دبیران زبان مشکلی نداشت. هر دبیری که معنی همه واژگان کتاب و گذشته همه افعال را می دانست، خدای زبان بود و باسواد. اگر دبیری نمی دانست انگلیسی ها به «آبگوشت» چه می­ گویند و چه­ طور می گویند «خسته نباشید»، می شد بی سواد. وقتی سال 1326 دوره دانش سـرای مقدماتی را گذراندم و معلم شدم، دیدم آن جا هم بحث باسواد و بی سواد بین همکاران داغ است. معیار همکاران کمی پیچیده تر بود. کسی که کتاب های آدم های مشهور زیر بغلش بود و سرش به درس، باسواد به حساب می آمد. خلاصه این که مفهوم باسوادی هر چند سال یکبار به ویژه در ارتباط با آموزش زبان رنگ تازه ای می گرفت. این الزاماً ویژگی بدی نیست. شاید دلیلش توجه بیش از حد دنیای سیاست، تجارت، و دانشگاه به این زمینه آموزشی باشد.

باسواد بودن معلم زبان را در «نگرش آموزش ارتباطی تعامل محور»1 می توان همانند یک مفهوم حجمی و زایشی چندوجهی توصیف کرد. اولین وجه باسواد بودن این است که او باید آن چه را که می­خواهد یاد دهد، خود بداند. دانستن چندین لایه دارد. در این­جا منظورم از دانستن این است که بتواند برای انجام کارهای معمول روزمره، این زبان را هم در وجه گفتاری و هم در وجه نوشتاری آن در حد قابل فهم به کار گیرد.

وجه دوم باسواد بودن معلم این است که او باید تحصیلات مفید داشته باشد. تنها بومی بودن در زبان – بهترین حالت وجه اول – برای آموزش بهینه کافی نیست. در ارتباط با آموزش زبان این تحصیلات حداقل باید شامل آشنایی با مقدمات آموزش و پرورش، جامعه شناسی، روان­شناسی آموزشی، مکاتب زبان­شناسی عمومی، و اصول و روش های آموزش زبان باشد. اشتباه نشود، من بر این باور نیستم که چنین تحصیلاتی به ­طور مستقیم در کلاس درس یا در آموزش کارایی دارد، بلکه بر این باور هستم که این تحصیلات دید و نگرشی به معلم می دهد که می تواند دنیای معلمی و نقش خود را در آن دنیا تعریف کند و بشناسد. هیچ یک از دو وجهی که در بالا به آن­ها اشاره شد معلم را به تنهایی به اصطلاح باسواد نمی کند. برای کارایی این دو وجه، وجه سوم لازم است. من این وجه را در دو عبارت خلاصه می کنم:

شوق آموختن در هر دو معنی یاد دادن و یاد گرفتن، و استفاده بهینه از فرصت های تجربه آموزی


گزیده ای از گفت گوی با جناب آقای دکتر جلیل بانان صادقیان، متخصص در زبان شناسی کاربردی و استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبایی

منبع/ مجله رشد آموزش زبان، شماره 101، زمستان 1390


1-Communicative (Language) Teaching Approach





طبقه بندی: آموزش و روش های یادگیری، متد ها و روش ها،
برچسب ها: معلم باسواد، معلم بی سواد، معلم با تجربه، اصول معلمی، تدریس زبان انگلیسی، آموزش تعامل محور، communicative language teaching، تعامل با دانش آموز،
[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 10:02 ب.ظ ] [ M Amin ]
بنام یگانه هستی بخش


مخاطبان این مقاله:
  • والدین
  • دانشجویان رشته های مرتبط با امر آموزش
  • مدرسین جوان و تازه کار
  • مدرسین زبان در موسسات آزاد
  • دانش آموزان خلاق و پیگیر امر یادگیری

این جملات رو حتماً تا حالا شنیدین یا حتی خودتون به دیگران گفتین:
  • هر چی میخونم یاد نمی گیرم!
  • 3 دور خونده بودم ولی رفتم سر جلسه همه چی یادم رفت!
  • میدونی چرا هیچ وقت زبان یاد نمی گیرم چون از راهنمایی دبیر خوبی نداشتم!
  • [معلم] مشکل عدم یادگیری دانش آموزان در درس زبان، کمبود وقت و ضعف علمی کتاب هاست!
  • و .......
هفته پیش داشتم به برادرزاده هام ریاضی اول دبستان درس میدادم(جدای اینکه حسابی موندم که چقدر روش های یادگیری و تدریس ابتدایی متحول و سخت تر شده!) به این نکته پی بردم بچه ها مشکل اساسی که با آن مواجه هستند ضعف والدین و گاهی معلم در آموختن روش یادگیری دروس است.
ببینید ما در روش تدریس معمولا یا به روش (Bottom up) در تدریس کودکان و یا به روش (Top down) در  تدریس بزرگسالان مطالب درسی رو ارائه میدیم که معمولا اینها گاهی به خطا جابه جا و یا بخاطر دانش قبلی و میزان سواد والدین و یا معلم به یک روش خاص (که خود فرد همانطور در کودکی درس را یادگرفته) بسنده میشود.

مشکل ما اینه که هنوز از دانش آموز انتظار داریم که هرطور که ما به عنوان مدرس یا والدین، درس (یا موضوع تربیتی) را ارائه می دهیم او هم به همان شکل طوطی وار باید یادبگیرد.

«بحث ما دراینجا اختلال یادگیری نیست بلکه روش های یادگیری است»

وظیفه ما در ابتدا به عنوان پدر و مادر این است که فرزند خود را بشناسیم، استعداد ها، روش های یادگیری در او، روش های مواجهه با مسائل جدید و.... را در او کشف و در اختیار مدرس و یا مربیان او بگذاریم و صد البته خود به طبع آنها با او رفتار کنیم.
شما مدیری را در نظر بگیرید که در یک سازمان با تعدادی کارمند فعال بخواهد فقط ایده های شخصی خود را به آنها تحمیل کند و از آنها اجرا و تولید و کارایی بخواهد؛ هیچوقت چنین چیزی عملی نخواهد شد.


همانطور که جک.سی. ریچاردز1 به صراحت اذعان می کند:
"مفهومی که در دیدگاه سنتی از روش2 وجود ندارد، همان مفهوم زبان آموز محور بودن3 و خلاقیت معلم4 است: یعنی اذعان به اینکه زبان آموزان سبک ها و علایق یادگیری مختلفی را در فرآیند یادگیری دارند. و اینکه در فرایند ایجاد یک برنامه آموزشی باید با آنان مشورت کرد، و اینکه روش های تدریس باید قابل انعطاف و سازگار با نیازها و علایق زبان آموزان باشد."

کِنِث چستن5 در کتاب معروف خود بنام «گسترش مهارتهای آموزش زبان دوم6» در بخش نیازهای فرآگیر می نویسد:
"تمام زبان آموزان فنون یادگیری دارند؛ برخی از فنون موفق هستند و برخی نیستند....
«وینتول و میز» از قول «نورمن» نقل می کند که او می گوید : «عجیب است که ما از زبان آموزان انتظار داریم یادبگیرند در صورتی که به ندرت به آن ها یادگرفتن را می آموزیم». مدرسین دو رسالت یکسان و مهم در کلاس دارند: یک، رسالت تدریس کردن به زبان آموزان، آن چه را که باید یادبگیرند. به عبارت دیگر، مطالب درسی را به آنان تدریس کنند. و رسالت دوم این است که به زبان آموزان چگونه یادگرفتن را بیاموزند، به عبارت دیگر، فنون یادگیری را که باعث پیشرفت یادگیری در مطلبی برای کسی می شود که روش یادگیری خاصی دارد. به طور کلی، مدرسین باید بیش تر متوجه نتیجه یادگیری باشند تا فرآیند یادگیری ...."

حالا خودتون قضاوت کنید:
چند درصد از کسانی که در موسسات آموزشی مشغول به تدریس در سطوح مبتدی تا تافل هستند این توانایی دارند تا یادگیری را به فراگیران بیاموزند؟ کسانی که خودشون طوطی وار مطالب را با روش هایی مثل روش شنیداری_گفتاری یادگرفته اند؟

چند درصد از همکاران و دوستان آموزش پرورشی تأکید بر یادگیری و روش های یادگیری دارند نه آمادگی برای امتحان و قبولی؟ کسانی که همانطور که خودشان در زمان دانش آموزی و دانشجویی درس را یادگرفته اند، تدریس میکنند و نه آنطوری که باید و شاید تدریس کنند!!

چرا باید در مدارس واشنگتون قبل از شروع سال تحصیلی مدرسین با والدین جلسه بگیرند و از آنها درباره روش ها و تکنیک های تدریس فرزندانشان مشورت بگیرند ولی ما...؟

****
قضاوت را بر عهده شما میگذارم تا خودتون در این باره نظر دهید...


1-Richards , Jack. c, Approaches and Methods in Language Teaching
2-Method
3-Learner centeredness
4-teacher creativity
5-Kenneth Chastain
6-Developing Second-Language Teaching,Theory and Practice, Third Edition


مقالات مرتبط پیشنهادی برای والدین:
  1. بررسی عوامل مؤثر در ضعف یادگیری زبان انگلیسی دانش آموزان مدارس متوسطه اسنان آذربایجان غربی
  2. عوامل دخیل در یادگیری
  3. آموزش زبان خارجی و عوامل افت تحصیلی
منابع  پیشنهادی برای مطالعه بیشتر همکاران:
  • گسترش مهارتهای آموزش زبان دوم،کنت چستن، ترجمه محمود نورمحمدی،انتشارات رهنما
  • Fundamental Concepts of Language Teaching،نوشته H.H.Stern، بخش پنجم:نظریه های یادگیری زبان
  • Practical English Language Teaching،نوشته David Nunan، بخش سوم: تقویت (پشتیبانی) فرایند یادگیری
  • Second Language Teaching & Learning،نوشته David Nunan، بخش دوم: زبان،فراگیران و فرایند یادگیری

بحث درباره این موضوع در دپارتمان مدرسین زبان های خارجه_آوان



طبقه بندی: آموزش و روش های یادگیری، متد ها و روش ها،
برچسب ها: آموزش زبان، روش های یادگیری، آموزش موثر، نقش والدین در یادگیری فرزندان، علت ضعف در یادگیری، روش ها و فنون یادگیری، تأکید بر نقش فراگیر درفرایند آموزش، روش تدریس زبان آموز محور، نکات مورد نیاز مدرسین جوان و تازه کار، تدریس موفق، نقش دانش آموزان و فراگیر در روش تدریس،
[ سه شنبه 13 دی 1390 ] [ 12:19 ب.ظ ] [ M Amin ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

تعداد کل صفحات : 28 :: ... 5 6 7 8 9 10 11 ...

درباره وبلاگ

سلام...زبان ابزاری است اجتماعی در جهت هر چه بیشتر نزدیک ساختن انسان ها به یکدیگر و زبان دوم بابی است برای ساختن من جدید درون خود و کشف حقایقی که تاکنون بدان دست نیافته ایم!



آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


فروش بک لینکطراحی سایت