تبلیغات
زبان اسوه علم

زبان اسوه علم
Learning Every Thing In The Domain Of Language 
نویسندگان
سلام 
 تدریس زبان در مقاطع و سنین پایین به مراتب دشوار تر از مقاطع دیگر است و از اهمیت بسیار بالایی نیز برخوردار است زیرا که سنگ بنای علمی و انگیزشی زبان آموز توسط مدرس در آن زمان گذاشته می شود.

کار با کودکان و نوجوانان معمولاً بیشتر جنبه تربیتی دارد از این رو غالباً تدریس این کلاس ها بر عهده مدرسان خانم گذاشته می شود چون هم از حوصله بیشتری برخوردار هستند و هم ارتباط بهتری با کودکان برقرار می کنند.(ولی این کار همیشه جوابگو نیست!)

با توجه به تغییراتی که چندساله اخیر در نظام آموزشی کشور رخ داده نیاز به نگاه تازه تری نسبت به مقوله تدریس سنین پایین احساس می شود زیرا که تفکیک دانش آموزان براحتی قبل صورت نمیگیرد و تغییراتی در انتظارات دانش آموزان رخ داده که باید به تناسب، پاسخگوی آنها بود.

مشکلات معمول هنگام تدریس و اداره این کلاس ها شامل موارد زیر می شوند:

1- تدریس به موقع دروس طبق طرح درس:
برای مثال کتاب Family and Friends را در نظر بگیرید. معمولا موسسات این کتاب را به سه ترم تقسیم می کنند(دو ترم پنج درسی و ترم سوم چهار درس=مجموع 14 درس). چیزی حدود 40 صفحه برای یک ترم باید تدریس شود. در نظر بگیرید که شما به عنوان مدرس بخواهید مهارتهای درنظر گرفته شده را با دقت به یک کلاس 15 نفره آموزش دهید و تمرینات لازم را اجرا و تکالیف را هرجلسه بررسی کنید(کار روی چهار مهارت زبان!). چقدر وقت لازم دارید؟

2- اداره کلاس با وجود شیطنت های فراوان دانش آموزان:
کلاسی را در نظر بگیرید که 15 دانش اموز دارد که از میان آنها فقط 5 نفر باب میل شما هستند (به دقت به درس گوش می دهند، تکالیف را انجام میدهند و بازدهی خوبی نشان می دهند) باقی کلاس یا از لحاظ آموزشی ضعیف هستند و یا انگیزه کافی را ندارند. چکار باید کرد؟

3- همزمان بودن کلاس زبان با سال تحصیلی دانش آموزان:
اصرار والدین و یا انگیزه شخصی و یا هر دلیل دیگر موجب حضور او در کلاس شماست. هم برای مدرسه دغدغه دارد و هم برای کلاس زبان ولی از میان انجام تکالیف محوله ناچاراً تن به انجام تکالیف مدرسه می دهد و هر بار به یک شکل در قبال انجام تکالیف کلاس زبان بهانه ای دارد. راه حل چیست؟

4- دانش آموزانی که نسبت به مدرس حرف شنوی ندارند:
چه از لحاظ درسی و یا چه از لحاظ تربیتی این مشکل پیش خواهد آمد که معلم از اداره این گروه از دانش اموزان سرخورده و نا امید میشود. گاهی هم دیده شده که این گروه از دانش آموزان با برخوردهای نامطلوب معلم و تصممیات اشتباه او کلاً از ادامه دادن کلاس زبان دلزده شده و یا تصمیم میگیرند که در موسسه دیگری ثبت نام کنند. چه برخوردی باید با این گروه کرد؟


آیا شما تاکنون با چنین مشکلاتی روبرو شده اید؟ مشکلات دیگر چطور؟ راه حل چیست؟

لطفاً نظرات و تجربیات خود را بیان کنید تا در پست بعدی راه حل های مناسب را ارائه دهیم.
متشکرم 



طبقه بندی: آموزش و روش های یادگیری، متد ها و روش ها،
برچسب ها: اداره کلاس زبان انگلیسی، تدریس زبان به کودکان و نوجوانان، زبان انگلیسی برای مقاطع پایین، مهارتهای تدریس،
[ چهارشنبه 25 آذر 1394 ] [ 12:45 ب.ظ ] [ M Amin ]
سلام
در پست های گذشته درباره روش تدریس خوب و یا بد و همچنین اهمیت درک نیازهای زبان آموزان نوشته بودم. در این پست سعی دارم بطور کوتاه مبحثی رو مطرح کنم تا انشالله شاید منجر به ایجاد جرقه هایی در ذهن خواننده و البته همکاران عزیز بشه.

اولین باری که از شنیدن لفظ متد خیلی متعجب شدم، در یکی از جلسات گروه زبان اداره بود (همون یه سالی که آموزش پرورش بودم!) که یکی از همکاران لفظ متد رو برای معرفی یکی از سایتهای زبان کودکان استفاده کرد...!
باور دارم که متأسفانه بعضی از همکاران تعریف صحیح لفظ متد رو نمیدونن چه برسه به روش تدریس صحیح رو...

بطور ساده میشه اینجوری گفت که:
متد یک طرح کلی برای ارائه منظم محتوای زبانی است (Antony, 1963) که توسط متخصصین مربوط  مورد نظریه پردازی قرارگرفته و ساختارمند شده است.
ویژگی دیگر متد که آن رو از رویکرد و تکنیک آموزشی ( و trend)  متمایز میکنه اینه که متد دارای پیشینه روانشناسی و زبان شناسی است و در یک کلام دارای فلسفه وجودی است.

از طرف دیگر متدولوژی یا همان تعریف غالب در ذهن مدرسین "اشاره به اقداماتی دارد که توسط مدرس در کلاس درس برای نیل به اهداف اموزشی انجام می شود."(Kumaravadivelu, 2006)


ادامه مطلب

طبقه بندی: آموزش و روش های یادگیری، متد ها و روش ها،
برچسب ها: معلم خوب، معلم بد، استاد خوب، استاد بد، روش تدریس، متد، متدولوژی،
[ سه شنبه 5 آذر 1392 ] [ 03:44 ب.ظ ] [ M Amin ]


دبیرستان که بودم یکی از بحث­های داغ بین هم کلاسی ها این بود که کدام دبیر باسواد است و کدام بی سواد (زود هم این حرف­ها به گوش دبیرها می­ رسید). امتحان دبیران زبان مشکلی نداشت. هر دبیری که معنی همه واژگان کتاب و گذشته همه افعال را می دانست، خدای زبان بود و باسواد. اگر دبیری نمی دانست انگلیسی ها به «آبگوشت» چه می­ گویند و چه­ طور می گویند «خسته نباشید»، می شد بی سواد. وقتی سال 1326 دوره دانش سـرای مقدماتی را گذراندم و معلم شدم، دیدم آن جا هم بحث باسواد و بی سواد بین همکاران داغ است. معیار همکاران کمی پیچیده تر بود. کسی که کتاب های آدم های مشهور زیر بغلش بود و سرش به درس، باسواد به حساب می آمد. خلاصه این که مفهوم باسوادی هر چند سال یکبار به ویژه در ارتباط با آموزش زبان رنگ تازه ای می گرفت. این الزاماً ویژگی بدی نیست. شاید دلیلش توجه بیش از حد دنیای سیاست، تجارت، و دانشگاه به این زمینه آموزشی باشد.

باسواد بودن معلم زبان را در «نگرش آموزش ارتباطی تعامل محور»1 می توان همانند یک مفهوم حجمی و زایشی چندوجهی توصیف کرد. اولین وجه باسواد بودن این است که او باید آن چه را که می­خواهد یاد دهد، خود بداند. دانستن چندین لایه دارد. در این­جا منظورم از دانستن این است که بتواند برای انجام کارهای معمول روزمره، این زبان را هم در وجه گفتاری و هم در وجه نوشتاری آن در حد قابل فهم به کار گیرد.

وجه دوم باسواد بودن معلم این است که او باید تحصیلات مفید داشته باشد. تنها بومی بودن در زبان – بهترین حالت وجه اول – برای آموزش بهینه کافی نیست. در ارتباط با آموزش زبان این تحصیلات حداقل باید شامل آشنایی با مقدمات آموزش و پرورش، جامعه شناسی، روان­شناسی آموزشی، مکاتب زبان­شناسی عمومی، و اصول و روش های آموزش زبان باشد. اشتباه نشود، من بر این باور نیستم که چنین تحصیلاتی به ­طور مستقیم در کلاس درس یا در آموزش کارایی دارد، بلکه بر این باور هستم که این تحصیلات دید و نگرشی به معلم می دهد که می تواند دنیای معلمی و نقش خود را در آن دنیا تعریف کند و بشناسد. هیچ یک از دو وجهی که در بالا به آن­ها اشاره شد معلم را به تنهایی به اصطلاح باسواد نمی کند. برای کارایی این دو وجه، وجه سوم لازم است. من این وجه را در دو عبارت خلاصه می کنم:

شوق آموختن در هر دو معنی یاد دادن و یاد گرفتن، و استفاده بهینه از فرصت های تجربه آموزی


گزیده ای از گفت گوی با جناب آقای دکتر جلیل بانان صادقیان، متخصص در زبان شناسی کاربردی و استاد بازنشسته دانشگاه علامه طباطبایی

منبع/ مجله رشد آموزش زبان، شماره 101، زمستان 1390


1-Communicative (Language) Teaching Approach





طبقه بندی: آموزش و روش های یادگیری، متد ها و روش ها،
برچسب ها: معلم باسواد، معلم بی سواد، معلم با تجربه، اصول معلمی، تدریس زبان انگلیسی، آموزش تعامل محور، communicative language teaching، تعامل با دانش آموز،
[ یکشنبه 25 دی 1390 ] [ 10:02 ب.ظ ] [ M Amin ]
بنام یگانه هستی بخش


مخاطبان این مقاله:
  • والدین
  • دانشجویان رشته های مرتبط با امر آموزش
  • مدرسین جوان و تازه کار
  • مدرسین زبان در موسسات آزاد
  • دانش آموزان خلاق و پیگیر امر یادگیری

این جملات رو حتماً تا حالا شنیدین یا حتی خودتون به دیگران گفتین:
  • هر چی میخونم یاد نمی گیرم!
  • 3 دور خونده بودم ولی رفتم سر جلسه همه چی یادم رفت!
  • میدونی چرا هیچ وقت زبان یاد نمی گیرم چون از راهنمایی دبیر خوبی نداشتم!
  • [معلم] مشکل عدم یادگیری دانش آموزان در درس زبان، کمبود وقت و ضعف علمی کتاب هاست!
  • و .......
هفته پیش داشتم به برادرزاده هام ریاضی اول دبستان درس میدادم(جدای اینکه حسابی موندم که چقدر روش های یادگیری و تدریس ابتدایی متحول و سخت تر شده!) به این نکته پی بردم بچه ها مشکل اساسی که با آن مواجه هستند ضعف والدین و گاهی معلم در آموختن روش یادگیری دروس است.
ببینید ما در روش تدریس معمولا یا به روش (Bottom up) در تدریس کودکان و یا به روش (Top down) در  تدریس بزرگسالان مطالب درسی رو ارائه میدیم که معمولا اینها گاهی به خطا جابه جا و یا بخاطر دانش قبلی و میزان سواد والدین و یا معلم به یک روش خاص (که خود فرد همانطور در کودکی درس را یادگرفته) بسنده میشود.

مشکل ما اینه که هنوز از دانش آموز انتظار داریم که هرطور که ما به عنوان مدرس یا والدین، درس (یا موضوع تربیتی) را ارائه می دهیم او هم به همان شکل طوطی وار باید یادبگیرد.

«بحث ما دراینجا اختلال یادگیری نیست بلکه روش های یادگیری است»

وظیفه ما در ابتدا به عنوان پدر و مادر این است که فرزند خود را بشناسیم، استعداد ها، روش های یادگیری در او، روش های مواجهه با مسائل جدید و.... را در او کشف و در اختیار مدرس و یا مربیان او بگذاریم و صد البته خود به طبع آنها با او رفتار کنیم.
شما مدیری را در نظر بگیرید که در یک سازمان با تعدادی کارمند فعال بخواهد فقط ایده های شخصی خود را به آنها تحمیل کند و از آنها اجرا و تولید و کارایی بخواهد؛ هیچوقت چنین چیزی عملی نخواهد شد.


همانطور که جک.سی. ریچاردز1 به صراحت اذعان می کند:
"مفهومی که در دیدگاه سنتی از روش2 وجود ندارد، همان مفهوم زبان آموز محور بودن3 و خلاقیت معلم4 است: یعنی اذعان به اینکه زبان آموزان سبک ها و علایق یادگیری مختلفی را در فرآیند یادگیری دارند. و اینکه در فرایند ایجاد یک برنامه آموزشی باید با آنان مشورت کرد، و اینکه روش های تدریس باید قابل انعطاف و سازگار با نیازها و علایق زبان آموزان باشد."

کِنِث چستن5 در کتاب معروف خود بنام «گسترش مهارتهای آموزش زبان دوم6» در بخش نیازهای فرآگیر می نویسد:
"تمام زبان آموزان فنون یادگیری دارند؛ برخی از فنون موفق هستند و برخی نیستند....
«وینتول و میز» از قول «نورمن» نقل می کند که او می گوید : «عجیب است که ما از زبان آموزان انتظار داریم یادبگیرند در صورتی که به ندرت به آن ها یادگرفتن را می آموزیم». مدرسین دو رسالت یکسان و مهم در کلاس دارند: یک، رسالت تدریس کردن به زبان آموزان، آن چه را که باید یادبگیرند. به عبارت دیگر، مطالب درسی را به آنان تدریس کنند. و رسالت دوم این است که به زبان آموزان چگونه یادگرفتن را بیاموزند، به عبارت دیگر، فنون یادگیری را که باعث پیشرفت یادگیری در مطلبی برای کسی می شود که روش یادگیری خاصی دارد. به طور کلی، مدرسین باید بیش تر متوجه نتیجه یادگیری باشند تا فرآیند یادگیری ...."

حالا خودتون قضاوت کنید:
چند درصد از کسانی که در موسسات آموزشی مشغول به تدریس در سطوح مبتدی تا تافل هستند این توانایی دارند تا یادگیری را به فراگیران بیاموزند؟ کسانی که خودشون طوطی وار مطالب را با روش هایی مثل روش شنیداری_گفتاری یادگرفته اند؟

چند درصد از همکاران و دوستان آموزش پرورشی تأکید بر یادگیری و روش های یادگیری دارند نه آمادگی برای امتحان و قبولی؟ کسانی که همانطور که خودشان در زمان دانش آموزی و دانشجویی درس را یادگرفته اند، تدریس میکنند و نه آنطوری که باید و شاید تدریس کنند!!

چرا باید در مدارس واشنگتون قبل از شروع سال تحصیلی مدرسین با والدین جلسه بگیرند و از آنها درباره روش ها و تکنیک های تدریس فرزندانشان مشورت بگیرند ولی ما...؟

****
قضاوت را بر عهده شما میگذارم تا خودتون در این باره نظر دهید...


1-Richards , Jack. c, Approaches and Methods in Language Teaching
2-Method
3-Learner centeredness
4-teacher creativity
5-Kenneth Chastain
6-Developing Second-Language Teaching,Theory and Practice, Third Edition


مقالات مرتبط پیشنهادی برای والدین:
  1. بررسی عوامل مؤثر در ضعف یادگیری زبان انگلیسی دانش آموزان مدارس متوسطه اسنان آذربایجان غربی
  2. عوامل دخیل در یادگیری
  3. آموزش زبان خارجی و عوامل افت تحصیلی
منابع  پیشنهادی برای مطالعه بیشتر همکاران:
  • گسترش مهارتهای آموزش زبان دوم،کنت چستن، ترجمه محمود نورمحمدی،انتشارات رهنما
  • Fundamental Concepts of Language Teaching،نوشته H.H.Stern، بخش پنجم:نظریه های یادگیری زبان
  • Practical English Language Teaching،نوشته David Nunan، بخش سوم: تقویت (پشتیبانی) فرایند یادگیری
  • Second Language Teaching & Learning،نوشته David Nunan، بخش دوم: زبان،فراگیران و فرایند یادگیری

بحث درباره این موضوع در دپارتمان مدرسین زبان های خارجه_آوان



طبقه بندی: آموزش و روش های یادگیری، متد ها و روش ها،
برچسب ها: آموزش زبان، روش های یادگیری، آموزش موثر، نقش والدین در یادگیری فرزندان، علت ضعف در یادگیری، روش ها و فنون یادگیری، تأکید بر نقش فراگیر درفرایند آموزش، روش تدریس زبان آموز محور، نکات مورد نیاز مدرسین جوان و تازه کار، تدریس موفق، نقش دانش آموزان و فراگیر در روش تدریس،
[ سه شنبه 13 دی 1390 ] [ 12:19 ب.ظ ] [ M Amin ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

سلام...زبان ابزاری است اجتماعی در جهت هر چه بیشتر نزدیک ساختن انسان ها به یکدیگر و زبان دوم بابی است برای ساختن من جدید درون خود و کشف حقایقی که تاکنون بدان دست نیافته ایم!



آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


فروش بک لینکطراحی سایت